close
متخصص ارتودنسی
حــــافظیه
اپلیکیشن فراصوتآهنگ شادکانال تلگرامدرخواست آهنگ
  • دانلود آهنگ روسی جدید Яна Редько به نام Мне надоело

    دانلود آهنگ روسی جدید Яна Редько به نام Мне надоело

  • دانلود آهنگ جدید مصطفی فتاحی و پیمان اشرفی به نام دنیامی

    دانلود آهنگ جدید مصطفی فتاحی و پیمان اشرفی به نام دنیامی

  • دانلود آهنگ ازبکی جدید Hamdambek To'rayev به نام Jonim jonim

    دانلود آهنگ ازبکی جدید Hamdambek To'rayev به نام Jonim jonim

  • دانلود آهنگ ترکی جدید Emre Aydin به نام Beni Vurup Yerde Birakma

    دانلود آهنگ ترکی جدید Emre Aydin به نام Beni Vurup Yerde Birakma

  • دانلود آهنگ روسی جدید ЯрмаК به نام Я тебя украл

    دانلود آهنگ روسی جدید ЯрмаК به نام Я тебя украл

  • دانلود اهنگ جدید احسان هاشمی به نام همیشگی

    دانلود اهنگ جدید احسان هاشمی به نام همیشگی

  • دانلود آهنگ ازبکی جدید Munisa Rizayeva به نام Alami zor

    دانلود آهنگ ازبکی جدید Munisa Rizayeva به نام Alami zor

  • دانلود آهنگ ترکی جدید Betul Demir به نام Karabatak

    دانلود آهنگ ترکی جدید Betul Demir به نام Karabatak

  • دانلود آهنگ جدید شروین حسن پور به نام دل و دلدار

    دانلود آهنگ جدید شروین حسن پور به نام دل و دلدار

  • دانلود آهنگ ازبکی جدید Yulduz Usmonova به نام Iltijo

    دانلود آهنگ ازبکی جدید Yulduz Usmonova به نام Iltijo

  • دانلود آهنگ روسی جدید Яков Самодуров به نام Квесты

    دانلود آهنگ روسی جدید Яков Самодуров به نام Квесты

  • دانلود آهنگ تاجیکی جدید Tahmina Niyazova به نام Halva

    دانلود آهنگ تاجیکی جدید Tahmina Niyazova به نام Halva

  • تاریخ ارسال : چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392
  • موضوعات : حــــافظیه ,
  • بازدید : 239 مشاهده
سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت
تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت
سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت
آشنایی نه غریب است که دلسوز من است چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت
خرقه زهد مرا آب خرابات ببرد خانه عقل مرا آتش میخانه بسوخت
چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست همچو لاله جگرم بی می و خمخانه بسوخت
ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت
ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت
  • تاریخ ارسال : چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392
  • موضوعات : حــــافظیه ,
  • بازدید : 129 مشاهده
خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت به قصد جان من زار ناتوان انداخت
نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت
به یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کرد فریب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت
شراب خورده و خوی کرده می​روی به چمن که آب روی تو آتش در ارغوان انداخت
به بزمگاه چمن دوش مست بگذشتم چو از دهان توام غنچه در گمان انداخت
بنفشه طره مفتول خود گره می​زد صبا حکایت زلف تو در میان انداخت
ز شرم آن که به روی تو نسبتش کردم سمن به دست صبا خاک در دهان انداخت
من از ورع می و مطرب ندیدمی زین پیش هوای مغبچگانم در این و آن انداخت
کنون به آب می لعل خرقه می​شویم نصیبه ازل از خود نمی​توان انداخت
مگر گشایش حافظ در این خرابی بود که بخشش ازلش در می مغان انداخت
جهان به کام من اکنون شود که دور زمان مرا به بندگی خواجه جهان انداخت
  • تاریخ ارسال : چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392
  • موضوعات : حــــافظیه ,
  • بازدید : 109 مشاهده
ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت و ای مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت
خوابم بشد از دیده در این فکر جگرسوز کاغوش که شد منزل آسایش و خوابت
درویش نمی​پرسی و ترسم که نباشد اندیشه آمرزش و پروای ثوابت
راه دل عشاق زد آن چشم خماری پیداست از این شیوه که مست است شرابت
تیری که زدی بر دلم از غمزه خطا رفت تا باز چه اندیشه کند رای صوابت
هر ناله و فریاد که کردم نشنیدی پیداست نگارا که بلند است جنابت
دور است سر آب از این بادیه هش دار تا غول بیابان نفریبد به سرابت
تا در ره پیری به چه آیین روی ای دل باری به غلط صرف شد ایام شبابت
ای قصر دل افروز که منزلگه انسی یا رب مکناد آفت ایام خرابت
حافظ نه غلامیست که از خواجه گریزد صلحی کن و بازآ که خرابم ز عتابت
  • تاریخ ارسال : چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392
  • موضوعات : حــــافظیه ,
  • بازدید : 256 مشاهده
گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب
گفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدار خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب
خفته بر سنجاب شاهی نازنینی را چه غم گر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریب
ای که در زنجیر زلفت جای چندین آشناست خوش فتاد آن خال مشکین بر رخ رنگین غریب
می​نماید عکس می در رنگ روی مه وشت همچو برگ ارغوان بر صفحه نسرین غریب
بس غریب افتاده است آن مور خط گرد رخت گر چه نبود در نگارستان خط مشکین غریب
گفتم ای شام غریبان طره شبرنگ تو در سحرگاهان حذر کن چون بنالد این غریب
گفت حافظ آشنایان در مقام حیرتند دور نبود گر نشیند خسته و مسکین غریب
  • تاریخ ارسال : چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392
  • موضوعات : حــــافظیه ,
  • بازدید : 137 مشاهده
می​دمد صبح و کله بست سحاب الصبوح الصبوح یا اصحاب
می​چکد ژاله بر رخ لاله المدام المدام یا احباب
می​وزد از چمن نسیم بهشت هان بنوشید دم به دم می ناب
تخت زمرد زده است گل به چمن راح چون لعل آتشین دریاب
در میخانه بسته​اند دگر افتتح یا مفتح الابواب
لب و دندانت را حقوق نمک هست بر جان و سینه​های کباب
این چنین موسمی عجب باشد که ببندند میکده به شتاب
بر رخ ساقی پری پیکر همچو حافظ بنوش باده ناب
  • تاریخ ارسال : چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392
  • موضوعات : حــــافظیه ,
  • بازدید : 121 مشاهده
ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما آب روی خوبی از چاه زنخدان شما
عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده بازگردد یا برآید چیست فرمان شما
کس به دور نرگست طرفی نبست از عافیت به که نفروشند مستوری به مستان شما
بخت خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر زان که زد بر دیده آبی روی رخشان شما
با صبا همراه بفرست از رخت گلدسته​ای بو که بویی بشنویم از خاک بستان شما
عمرتان باد و مراد ای ساقیان بزم جم گر چه جام ما نشد پرمی به دوران شما
دل خرابی می​کند دلدار را آگه کنید زینهار ای دوستان جان من و جان شما
کی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند خاطر مجموع ما زلف پریشان شما
دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذری کاندر این ره کشته بسیارند قربان شما
ای صبا با ساکنان شهر یزد از ما بگو کای سر حق ناشناسان گوی چوگان شما
گر چه دوریم از بساط قرب همت دور نیست بنده شاه شماییم و ثناخوان شما
ای شهنشاه بلنداختر خدا را همتی تا ببوسم همچو اختر خاک ایوان شما
می​کند حافظ دعایی بشنو آمینی بگو روزی ما باد لعل شکرافشان شما